حسين زمانى
33
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
است ، و در آنجا هم نيست . فدوى كه برد بسيار عجيب و غريب بهنظر مردم آمد ، زيرا كه در راه بخارا بجز اسب و شتر مال ديگر نمىتواند برود . چهارده نفر شتر قطارى بار كرده با ساير شترانى كه كرايه شده بود با نوكرهاى آراسته تمامى با تفنگ و يراق خوب وارد شديم . جميع اهالى بخارا بلكه ساير صفحات در طرق و شوارع به نظاره آمده بودند كه ايلچى از دولت علّيه ايران آمده ، بعد از ورود روز بعد شقاول آمد كه سركار امير منتظر ملاقات شما است . بطورى كه لازم بود و شايستهء شوكت دولت عليه ديد حركت نموده تا به درب ارك ريگستان كه خانهء سركار امير است [ رسيده ] و در آنجا زنجيرها بستهاند كه هريك از امرا در محلّ مناسب خود پياده شوند . اين فدوى همهجا سواره رفته تا به مقامى كه خود امير و قاضى كلان و قوشبيگى پياده مىشوند و بجز آنها احدى ياراى پياده شدن در آن مكان ندارد فرود آمده ، از آنجا با شقاول وارد ديوانخانه شديم . ديوان بسيار بزرگى كه دوازده زرع طول و هفت زرع عرض داشت فرش بوريا انداخته و به قدر شش هفت زرع ننكه سفيد فرش كرده ، امير خود نشسته شقاول ديگر نزديك نيامد . فدوى وارد اطاق شده سلامى بلند كردم . سركار امير جواب داده خود اشاره كردند و جانموده نشستم ، قريب يك زرع و نيم فاصله با امير . بعد از طى تعارفات رسمى فرمان مبارك جهان مطاع را بر سر دست گرفته بوسيده نگه داشتم . سركار امير به دو دست خود از فدوى گرفته گشاده من البدايه الى النّهايه مطالعه نموده ، احوال پرسيدند كه : فرمايش زبانى هم دارى ، شاه چه فرموده است [ ؟ ] عرض كردم بلى فرمايشات زبانى دارم ، ولى حال موقع نيست . بجز زيارت سركار امير و ابراز كمال ميل و التفات اعليحضرت اقدس پادشاهى روحى فداه ، نسبت به امير منظورى ندارم . انشا اللّه الرحمن در زمان شرفياب شدن مجلس ديگر فرمايشات قبلهء عالم و عالميان روحنا فداه و سفارشات جناب قبلهء امم غياث المسلمين آقائى دام